نگاهی به رخدادهای سینمایی – هنری کبک: چرا مونترال پایتخت هنری کاناداست؟

0
38

سینمای مونترال به خوبی می‌تواند از فضاهای اجتماعی‌اش بهره بگیرد و فیلم‌های جذابی تولید کند. دلیل آن‌را باید در خود مونترال بجوییم، شهری که تقریبا همه ملیت‌های گوناگون را در خود جای داده است. این تنوع مردمی، تنوع فرهنگی را با خود با همراه دارد و برخورد فرهنگ‌های گوناگون، یکی از بهترین بستر‌های درام و داستان است.

دو فیلم کوتاه از سینمای کبک به عنوان نامزد دریافت جایزه اسکار پذیرفته شدند، دو فیلمی که به زبان فرانسه ساخته شده‌اند و هر دو داستانی اجتماعی دارند. حالا این دو فیلم در کنار هشت فیلم دیگر برای دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه رقابت می‌کند. با یک حساب سرانگشتی می‌توان حساب کرد که مونترالی‌ها به احتمال بیست درصد برنده اسکار خواهند شد، آن‌هم توسط دو کارکردان جوان که هنوز به دهه سی زندگی‌شان نرسیده‌اند.

داستان «مارگریت» ساخته ماریان فارلی، درباره زنی است سالخورده که از بیماری دیابت و البته همه مشکلات کهنسالان رنج می‌برد. ماگریت می‌کوشد که با پرستارش ارتباطی دوستانه برقرار کند، اما در ابتدا آن‌ها نمی‌توانند چون هر دو در دنیایی متفاوت زندگی می‌کنند. بخش مهمی از این تضاد به دلیل تفاوتی است که بین نسل‌های آن‌ها وجود دارد. مارگریت در ادامه متوجه می‌شود که پرستارش همجنسگراست، با این‌همه آن‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند، چون انسان‌ها با همه تفاوت‌هایشان، شباهت‌های بسیاری به هم دارند.

فیلم «گندم‌گون» (Fauve) دیگر فیلم نامزد اسکار است. این فیلم ساخته جرمی کومت و درباره دوستی دو پسر نوجوان است با همان شیطنت‌های نوجوانانه‌شان. آن‌ها در حومه شهر زندگی می‌کنند و تجربه‌هایی عجیب از سر می‌گذرانند. نمی‌دانم چرا دیدن بخش‌هایی کوتاه از این دو فیلم چرا من را یاد سینمای ایران انداخت. شاید به دلیل موضوعات اجتماعی آن‌ها. موضوعاتی از این دست در سینمای ایران به وفور دیده می‌شوند: فاصله فکری بین نسل‌های گوناگون، انسان‌های تنها، شیطنت‌های نوجوانی، فقر و زندگی در حومه شهر.

سینمای کبک، که شاید بهتر و خلاصه‌تر بتوان آن‌را سینمای مونترال نامید، می‌تواند به خوبی از این فضاها بهره بگیرد و فیلم‌های جذابی تولید کند. دلیل آن‌را باید در خود مونترال بجوییم، شهری که تقریبا همه ملیت‌های گوناگون را در خود جای داده است. این تنوع مردمی، تنوع فرهنگی را با خود با همراه دارد و برخورد فرهنگ‌های گوناگون، یکی از بهترین بستر‌های درام و داستان است.

اگر نگاهی کوتاه به تاریخ مونترال داشته باشیم خواهیم دید که چگونه شهری مذهبی، که حتی برای تاکید بر مذهبی بودنش در ابتدا نامش را «ویل‌مری»( شهر مریم مقدس) نام گذاشته بودند بدل به شهری شده که اکنون دیگر نباید آن را مذهبی دانست. شما در بیشتر خیابان‌ها یا محله‌های مونترال دست کم یک کلیسا پیدا می‌کنید و به همین دلیل است که مارک تواین، مونترال را شهر کلیساهای بلند نامیده است.

تنوع فرهنگی نه تنها به دلیل افرادی از کشورها و دین‌های گوناگون است که خود مونترالی‌های هم در نسل‌های خود تفاوت‌های فاحشی دارند. یعنی چیزی که یک پیرزن هشتاد ساله را به تعجب وا می‌دارد، برای یک جوان سی‌ساله یک رفتار عادی است.

این تنوع و چند فرهنگی سبب شده تا مونترال شهری باشد مهیا برای داستان‌های گوناگون. داستان‌هایی که می‌تواند برای هر کدام از ما عادی باشد، اما دیگرانی را که تجربه زندگی در این شهر را ندارند، خیره کند. اما از آن‌جایی که توان و سرمایه سینمای مونترال برای ساختن فیلم بلندی که بتواند توان رقابت با سینمای دیگر کشورها را داشته باشد کمی ضعیف است، فعلا فیلم‌های کوتاه ما می‌درخشند. اما باید امیدوار بود که به زودی فیلم‌های بلند سینمای مونترال هم جهانیان را خیره کند.

 


جرمی کومت و ماریان فارلی، دو فیلمساز مونترالی هستند که نامزد دریافت اسکار شده‌اند. عکس:Canadian press

مطابق آماری که نشریه Applied Arts ارایه کرده، کمی بیش از ۷ درصد از مردم کانادا در مونترال و کبک‌سیتی زندگی می‌کند، اما ۳۲ درصد کل آثار هنری کانادا، تولیدات این دو شهر است. وقتی به موفقیت کبکی‌ها در هنرها بیشتر پی می‌بریم که بدانیم ۴۳ درصد جوایز جشنواره‌های هنری‌ هم به کبکی‌ها ( مونترال و کبک‌سیتی و نه کل استان کبک ) تعلق می‌گیرد.

تولیدات هنری مونترالی‌ها

فصلنامه انگلیسی‌زبان Applied Arts در شماره‌ گذشته خود مقاله‌ای داشت در مورد تولید و موفقیت هنرمندان کبکی در هنرهای تجسمی. مطابق آماری که این نشریه ارایه کرده، تنها کمی بیش از ۷ درصد از مردم کانادا در مونترال و کبک‌سیتی زندگی می‌کند، اما ۳۲ درصد کل آثار هنری کانادا، تولیدات این دو شهر است. وقتی به موفقیت کبکی‌ها در زمینه‌های هنری بیشتر پی می‌بریم که بدانیم ۴۳ درصد جوایز جشنواره‌های هنری‌ هم به کبکی‌ها (مونترال و کبک‌سیتی و نه کل استان کبک) تعلق می‌گیرد. یعنی مونترالی‌ها نه تنها تولیدات هنری بیشتری متناسب با جمعیت‌شان دارند که این آثار آن‌قدر با کیفیت هستند که جوایز گوناگون را به خود اختصاص می‌دهد.

در تحلیلی که این نشریه ارایه داده آمده است که بخشی از این موفقیت به دلیل ساختار جمعیتی مونترال است که بخش بزرگی از آن به فرانسوی‌ زبان‌ها اختصاص دارد. فرانسوی‌زبان‌ها اغلب افرادی با تخیلی بالا و ذهنیت خلاق هستند. هر چند فرانسه کشوری بسیار کوچک در جهان است، اما نویسندگان و هنرمندان بزرگی را در خود پرورش داده است.

اما مونترال یک شهر کاملا فرانسه زبان نیست. شاید آمار درست و دقیقی در این مورد وجود نداشته باشد، اما حدود بیست تا سی درصد مونترالی‌ها انگلیسی‌زبان هستند. مطابق آمار، چیزی حدود شصت درصد از مردم هم، هر دو زبان را به خوبی حرف می‌زنند. نویسنده نشریه Applied Arts معتقد است که بخشی از موفقیت هنرمندان مونترالی، همنشینی نظم انگلیسی و تخیل فرانسوی است.

به این‌ها باید نزدیکی به آمریکا را هم بیافزاییم. فاصله مونترال به مرز آمریکا بسیار کمتر از فاصله آن تا اتاواست و فاصله آن تا نیویورک کمتر از فاصله‌اش تا تورنتو. این است که نگاه پرشور و پر امید آمریکایی را هم می‌توان در مونترال یافت.

شباهت‌ها و ارتباط‌های بسیاری همواره میان نیویورک و مونترال وجود داشته است که شاید روزی در یادداشت یا پرونده‌ای به آن پرداختیم.

صحنه‌ای از فیلم «گندم‌گون»( Fauve) ساخته جرمی کومت

تخمین می‌زنند که سینما، تلویزیون و صنعت جلوه‌های ویژه، همین حالا هم سالانه ۶۵۰ میلیون دلار منفعت اقتصادی ایجاد می‌کند.

  

شهر سینمایی

والری پلانت کمی بعد انتخاب شدنش به عنوان شهردار مونترال، راهی هالیوود شد تا از استودیوهای آن بازدید کند و این پیام را به آن‌ها برساند که مونترال از گروه‌های سازنده فیلم استقبال می‌کند.

مونترال نه تنها ترکیب جمعیتی جالبی دارد، فضاهای جالبی هم برای فیلم‌ ساختن دارد و به همین دلیل بسیاری از فیلمسازان آمریکایی به این شهر می‌آیند تا از آن برای ساختن فیلم‌هایشان استفاده کنند. مونترال از چند جهت برای این فیلمسازان جالب است. نخست این‌که شباهت‌هایی با نیویورک دارد. دیگر این‌که می‌توان از معماری مناطق مختلف شهر به عنوان مکان‌هایی در شهرهای مختلف جهان استفاده کرد. مونترال می‌تواند بدلی برای شیکاگو، بوستون، پراگ یا پاریس در برهه‌های مختلف تاریخی باشد.

از سوی دیگر استودیوهای فیلمسازی همچون SODEC ،MELS، MTL Grandé، Difuze و  Rodéo FX  در مونترال به فعالیت مشغولند و این به تهیه‌کنندگان آمریکایی کمک می‌کند تا به جای جابجایی تجهیزات فیلمبرداری و تحمل هزینه‌های آن، این فرصت را داشته باشند تجهیزات مورد نیازشان را از شرکت‌های مونترالی اجاره کنند.

تخمین می‌زنند که سینما، تلویزیون و صنعت جلوه‌های ویژه، همین حالا هم سالانه ۶۵۰ میلیون دلار منفعت اقتصادی ایجاد می‌کند. البته ونکووری‌ها در این عرصه از ما جلوترند، احتمالا به دلیل آب و هوای گرم‌تر و شاید به دلیل این‌که انگلیسی حرف می‌زنند.

اما فراموش نکنیم که مونترال یکی از شهرهای مهم در عرصه تولید بازی‌های کامپیوتری هم است.

 

ساختمانی که نخستین فیلم مونترال در آن به نماش آمده بود، در سال ۲۰۱۶ در آتش سوخت.

مونترالی‌ها نخستین شهروندان آمریکای شمالی بودند که فیلم دیدند. آن‌ها در ۲۷ ژوئن سال ۱۸۹۶ (شش ماه بعد از اختراع سینما) از دیدن یک تصویر متحرک هیجان‌زده شدند.

 

اولین شهر سینمایی آمریکای شمالی

هفته پیش سینماتک کبکوا، فیلمی از گاس ون سنت را به نمایش گذاشت با عنوان «اوهایوی خصوصی خودم»( My Own Private Idaho) که در سال ۱۹۹۱ ساخته شده. وقتی حدود پنج دقیقه دیر به سالن نمایش رسیدم، تقریبا جایی برای نشستن نبود. به زحمت جایی برای نشستن و دیدن فیلم پیدا کردم. مونترالی‌ها عاشق فیلم دیدن هستند و سنت فیلم دیدن در مونترال، قدمتی دیرینه دارد، هر چند هرگز به سادگی این روزها نبوده است.

نخستین فیلم یا تصویر متحرک جهان در ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ در پاریس به نمایش درآمد، اما حدود شش ماه بعد مونترالی‌ها برای نخستین بار تجربه دیدن تصاویر متحرک را تجربه کردند. مونترالی‌ها نخستین شهروندان آمریکای شمالی بودند که فیلم دیدند. آن‌ها در ۲۷ ژوئن سال ۱۸۹۶ از دیدن یک تصویر متحرک هیجان‌زده شدند. این تصاویر توسط لوییس مینه پخش شد که فرانسوی‌زبان بود و خیلی زود اختراع برادران لومیر را با خود از فرانسه به کبک آورده بود. ساختمانی که این اتفاق در آن افتاد، در محله چینی‌ها قرار داشت و دو سال قبل(۲۰۱۶) در آتش سوخت.

یکسال بعد(۱۸۹۷) مونترالی‌ها نخستین فیلم خود را ساختند، اما تولید فیلم در مونترال به دلیل دخالت‌های کلیسا رونق چندانی نگرفت. کلیسا نه تنها به سادگی اجازه فیلمسازی به مونترالی‌ها نمی‌داد که حتی بر فیلم‌های به نمایش در آمده هم نظارتی دقیق و وسواسی داشت. کلیسا حتی به مدت کوتاهی و بعد از آتش‌سوزی یک سالن سینما در سال ۱۹۱۳، سالن‌های نمایش فیلم در مونترال را بست، اما آن‌ها نتوانستند دوام زیادی بیاورند و سینماها بار دیگر به راه افتادند. سینما‌ها را افتاد، اما فیلمسازی به دلیل محدودیت‌ها نتوانست با هالیوود رقابت کند.

اما از زمانی که مونترالی‌ها فرصت فیلم‌ ساختن پیدا کردند، در این عرصه موفق بودند. ساخت ۶۵۰ فیلم در فاصله سال‌های ۱۹۴۳ تا اوایل دهه ۱۹۶۰، کبک را بدل به شهری سینمایی کرد.

جشنواره سینمایی بسیاری در مونترال فعالیت دارند که جشنواره فیلم مونترال یکی از آن‌هاست. این جشنواره که آن‌را می‌توان یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های فیلم کانادا دانست، در سال ۱۹۷۷ آغاز به کار کرد.

مونترال همواره شهری سینمایی بوده‌است، اما شاید به چند دلیل در آن فیلم‌های پرفروش ساخته نشده است. نخستین دلیل را باید در همان شروع کار دنبال کنیم که مونترالی‌ها با منع کلیسا روبرو شدند. دلیل دوم را باید در روحیه فرانسوی شهر جستجو کنیم. این روحیه به هنرمند اجازه نمی‌کند کلیشه‌ای باشد و خیلی دنبال چیزهای ساده برود. دلیل دیگر را باید در هالیوود جستجو کنیم. این غول سینمایی جهان، تقریبا همه ساختارهای سینمایی جهان را بلعیده است. الان به جز شرکت‌های مستقل و هنری که با بودجه‌های اندک، کمتر بتوان تولیدی دیگر را دید.

با این همه مونترال راه خود را پیدا کرده است و این امید وجود دارد که در آینده شاهد فیلم‌های بیشتر و بهتری از مونترالی‌ها باشیم، مونترالی که بی‌تردید پایتخت هنری کاناداست.

جشنواره فیلم مونترال که در سال ۱۹۷۷ آغاز به کار کرده، یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های مونترال است.
به اشتراک بگذارید

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here