خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / پردیس / با عرفان مومنی، دانشجوی کارشناسی کنکوردیا| در کانادا همه ما شانس موفقیت داریم

با عرفان مومنی، دانشجوی کارشناسی کنکوردیا| در کانادا همه ما شانس موفقیت داریم

هرکدام از ما دلایل خودمان را برای آمدن به این سر دنیا داریم و در این سفر طولانی تجربیات تلخ و شیرین فراوانی را پشت سر گذاشته‌ایم.  بنا داریم هر از چند گاهی پای صحبت یکی از دانشجویان همزبان در مونترال بنشینیم و اندکی در زندگی دانشجویی‌اش و تجربیاتی که در طی مهاجرتش کسب نموده بنشینیم. باور کنید یا نه، اطلاعات بسیار جذابی از این گفت‌وگوها بیرون خواهد آمد. خواندن این صفحه را از دست ندهید.

نام: عرفان مومنی

چه مدتی‌ست که به کانادا آمده‌ای؟

 یک سال و ۵ ماه

 

دانشگاه و رشته و مقطع تحصیلی:  در رشته‌ای که مشغول تحصیل هستی به چه موضوعی علاقه داری و یا کار می‌کنی؟

من دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک کنکوردیا هستم و علاقه‌ام بیشتر در زمینه تبدیل انرژی هست.

 

آینده‌ات را در این رشته چطور می‌بینی؟

به طور کلی آینده‌ی خوب و موفقی در کانادا می‌بینم، در هر رشته و فیلدکاری، این‌جا در کانادا همه به اندازه‌ی کافی شانس موفقیت را دارند.

 

نقاط مثبتی که در آمدن به کانادا می‌بینی چی بوده است؟

من نکات مثبت زیادی در مورد زندگی و کار در کانادا می‌بینم. آرامش فکری که در افراد جامعه وجود دارد، امید به زندگی و آینده‌ی روشن، ساده بودن زندگی و عجله نداشتن برای رسیدن به مرحله‌ی بعدی زندگی و خیلی چیزهای دیگر.

 

چه نقاط منفی را می‌بینی؟

یکی از نکات منفی وجود افراد بی‌خانمان در شهر هست که چهره‌ی نامناسبی به شهر می‌دهد. به نظر من دولت یک مقدار نسبت به این افراد زیاد لطفی! می‌کند و باید فکری اساسی به حال این معضل اجتماعی بکند. البته اگر اساسا این را به عنوان معضل بپذیرد!

 

بزرگ‌ترین چالشی که داشتی این‌جا چی بوده؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که در ابتدای اقامتم در کانادا داشتم، کنار گذاشتن ترس و نگرانی همیشگی نسبت به آینده‌ام بود. این که بتوانم در لحظه زندگی کنم و از همین چیزی که در این لحظه در زندگی دارم لذت ببرم.

 

آینده خودت را در ماندن در کانادا می‌بینی یا برگشت به ایران؟ چرا؟

قطعا در ماندن در کانادا می‌دانم، یکی از دلایلم این است که فکر می‌کنم که در کانادا فرصت پیشرفت کردن در هر حرفه و کاری که افراد در آن باشند، داده می‌شود. در کانادا فرصت زندگی کردن، و نه فقط زنده بودن، به افراد داده می‌شود و این خیلی ارزشمند است.

 

تجربه یا خاطره‌ای از زمان آمدنت به اینجا داری:

 آخرین روزهای تابستان امسال بود که تصمیم گرفتیم به شهربازی لاروند La Ronde برویم و بلیطی که از اولین روزهای تابستان خریده بودیم، استفاده کنیم. یکی از آخرین روزهای ماه همیشه بارانی آگوست بود و ما هم به جز آن روز، در روز دیگری امکان رفتن به شهربازی را نداشتیم. در بدو ورودمان باران شدیدی گرفت و پس از چند دقیقه هوا آفتابی شد و ما در صف یک وسیله‌ی بازی (تایتان) ایستادیم تا نوبت‌مان شود. در ابتدا پیش خود فکر کردیم که در کمتر از ۵ دقیقه می‌توانیم سوار وسیله شویم. ۵ دقیقه همانا و سوار شدن ما بعد از ۱ ساعت و نیم انتظار در صف همانا.  پس از این‌که سوار وسیله شدیم و همه کمربندها را بستند، متوجه شدم کمربند ایمنی من کامل بسته نشده و تمام فکرم این بود که اگر با کمربند ایمنی باز وسیله حرکت کند باید با زندگی در سنین جوانی خداحافظی کنم. این فکر سبب شد که از ابتدای کار ترس عجیبی در تنم بیافتد. خلاصه وسیله به راه افتاد و در ابتدا پیش خود گفتم چه وسیله‌ی معمولی و کسل‌کننده‌ای است. در همین افکار بودم که احساس کردم هر لحظه فاصله‌مان از زمین بیشتر و بیشتر می‌شود، تا جایی که دیگر نمی‌توانستم به پایین نگاه کنم. فقط چشمان خود را بسته بودم و تمامی ائمه را صدا می‌کردم تا به فریادم برسند! آن‌قدر ترسناک و مهیج بود که در لحظه‌های آخر احساس کردم روح از تنم جدا شد. وقتی به خود آمدم دیدم دستگاه متوقف شده و من با چشمان بسته بی‌حال افتاده‌ام. قبل از این اتفاق همیشه از ارتفاع ترس داشتم و امیدوار بودم بعد از سوار شدن در این وسیله این مساله بهتر شود که از قضا سرکنگبین صفرا فزود و ترسم صد برابر شد!

 

توصیه یا پیشنهادی برای دوستانت از تجربیاتی که داشتی داری؟

نگرانی و غصه در مورد زندگی و آینده را کنار بگذارید، این‌جا امکان رشد و موفقیت دیر یا زود برای‌تان مهیا می‌شود، قدر داشته‌های‌تان را بدانید و اگر لحظات سختی را در زندگی تجربه می‌کنید، بدانید که بعد از هر سختی آسانی هست. این یک شعار نیست بلکه حقیقتی‌ست که گاهی اوقات در زندگی فراموشش می‌کنیم.

 

همین الان چی خوشحالت می‌کند؟

الان چیزی که خوشحالم می‌کند فکر کردن به این است که ۳ هفته‌ی دیگر به ایران می‌روم و خانواده و دوستانم را بعد از مدت‌ها می‌بینم!

 

برای کنار آمدن با غربت چه پیشنهادی داری به دوستات؟

این که سعی کنند در جامعه‌ی کانادایی عضو بشند، سعی کنند دوست پیدا کنند و خودشان را محدود به جامعه‌ی ایرانی نکنند. البته این به این معنی نیست که به زور خودتان را شبیه فرنگی‌ها بکنید. اتفاقا یکی دیگر از چیزهایی که خیلی درباره این‌جا دوست دارم این است که خودتان تصمیم می‌گیرید سبک زندگی و شخصیت‌تان را انتخاب کنید و با هر نوع فرهنگی از طرف جامعه با احترام پذیرفته می‌شوید. پس می‌توانید اگر دوست دارید با یک شخصیت ایرانی عضوی برابر از یک جامعه غربی باشید که این به نظر من شاهکار جامعه کاناداست.

 

و اگر برگردی به چند سال قبل باز هم همین مسیر را میایی:

بدون شک همین مسیر را انتخاب می‌کنم.

 

حرف آخر:

حرف آخر هم این است که قدر داشته‌های‌تان را بدانید و همیشه شکرگزار موقعیتی که در زندگی نصیب‌تان شده است باشید.

به اشتراک بگذارید

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

فرشید سادات شریفی

موفقیتی تازه برای دوتن از همکاران «هفته»/برندهٔ «جایزهٔ وب فارسی در سطح توسعهٔ زبان فارسی»

با خبر شدیم که دیروز، مؤسسهٔ «ویراستاران» که دو تن از همکاران هفته (دکتر فرشید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *