سفارت کانادا در کوبا بعد از اتقاقات اخیر مسایل امنیتی خود را افزایش داد. عکس: THE ASSOCIATED PRESS

سجاد صاحبان زند/هشت دیپلمات و جاسوس کانادایی در کوبا به بیماری عجیبی دچار شده‌اند، درحالی که هیچ‌کدام به‌خاطر ندارند که ضربه‌ای به سر آنها خورده باشد همگی نشانه‌های ضربه مغزی را از خود بروز می‌دهند: خون‌دماغ شدن، سرگیجه، تهوع، نداشتن تعادل و بی‌خوابی آن‌ها دقیقا چیست.

دقیقا مشخص نیست که حملات به سفارت کانادا و آمریکا از کی شروع شده و چگونه انجام گرفته‌ است. آسوشیتد‌پرس از استفاده احتمالی از یک «موج صوتی فشار قوی» خبر داده است و سی‌بی‌سی به نقل از نیویورک‌تایمز از بهره‌گیری احتمالی از امواج مایکرو ویو نوشته.

آیا خواندن این خبر شما را یاد داستان‌های «تن‌تن» نمی‌اندازد؟ فکر نمی‌کنید در ادامه این یک خبر، تن‌تن می‌خواهد به کوبا برود و کشف کند که چه اتفاقی برای دیپلمات‌های کانادایی روی داده است و چرا بی‌خود و بی‌جهت دچار یک بیماری مرموز شده‌اند؟ به نظر می‌رسد ما برای مرور این خبر بیش از آن‌که به دنیای واقعیت‌ها توجه کنیم، انگار در دنیای داستان‌ها سیر می‌کنیم، هرچند که هر داستان و تخیلی ریشه در واقعیت‌ها دارد.

احتمالا قبل از این‌که تن‌تن به کوبا سفر کند، رسانه‌ها را مرور خواهد کرد، به هر حال قبل از این‌که او یک جستجو‌گر یا کارآگاه باشد، یک روزنامه‌نگار است. تن‌تن در رسانه‌ها و به نقل آسوشیتدپرس خواهد خواند که اتفاق‌هایی که برای کانادایی‌ها روی داده، برای اهالی سفارت آمریکا در کوبا هم روی داده است و در حالی که آسوشیتدپرس خبر داده که ۲۱ دیپلمات آمریکایی دچار مشکل شده‌اند، نیویورک‌تایمز از بیماری ۲۴ دیپلمات نوشته‌ است.

خبرها به شدت ضد و نقیض یکدیگرند. گمانه‌هایی وجود دارد که مقامات سیاسی کانادا و آمریکا از ماه می سال گذشته در جریان حملات احتمالی به کارمندان سفارتخانه‌های خود در کوبا بوده‌اند، اما حالت به‌شدت هیجان‌زده و متعجب دونالد ترامپ بعد از شنیدن این خبر، انگار می‌خواهد نشان دهد که او کلا از ماجرا بی‌خبر بوده است.

با این‌همه دقیقا مشخص نیست که حملات به سفارت کانادا و آمریکا از کی شروع شده و چگونه انجام گرفته‌ است. آسوشیتد‌پرس از استفاده احتمالی از یک «موج صوتی فشار قوی» خبر داده است و سی‌بی‌سی به نقل از نیویورک‌تایمز از بهره‌گیری احتمالی از امواج مایکرو ویو نوشته.

قضیه بیمار شدن مرموز دیپلمات‌های کانادایی و آمریکایی ما را به یاد قصه‌های تن‌تن‌ می‌اندازد.

تن‌تن احتمالا از خودش یا از میلو می‌پرسد که این امواج، فرقی هم نمی‌کند صوتی یا مایکرو ویو، از سمت چه کسانی روانه سفارت کانادا و آمریکا شده است؟ چرا آمریکایی‌ها و کانادایی‌ها باید مورد حمله قرار بگیرند و توسط کی؟ او احتمالا بعد از آن‌که در «گلوبال نیوز» به نقل از آسوشیتدپرس بخواند FBI، به جای پیدا کردن سرنخ، توجه بیشتری به پاک کردن شواهد دارد، تعجب بیشتری خواهد کرد.

دولت کانادا می‌گوید قصد ندارد از کارمندان خود در سفارتخانه هاوانا بکاهد، اما هشت دیپلمات کانادایی کوبا را ترک کرده‌اند. آیا اعضایی که کوبا را ترک کرده‌اند، دیپلمات و کارمند سفارت کانادا در کوبا نبوده‌اند؟

کوبا هم که حالا سومین سال بدون فیدل کاسترو را تجربه می‌کند، هر گونه دخالتی را در این ماجرا را رد کرده است. رائول کاسترو، برادر فیدل است و قدرت را زمانی به دست گرفت که برادر بزرگتر اعلام بازنشستگی کرد. بعد از آمدن برادر کوچک‌تر، و البته به طور دقیق‌تر بعد از مرگ فیدل، آمریکا و کوبا با هم رابطه سیاسی برقرار کردند. جنگ سرد هم که سال‌ها قبل تمام شده و نمی‌توان کوبا را همچون آن سال‌ها حیاط خلوت شوروی‌ها دانست. پس چه دلیلی می‌تواند ما را نسبت به کوبایی‌ها بدبین کند؟

 

کانادا و آمریکا

در حالی‌که بیشتر دیپلمات‌های آمریکایی‌ از یک «موج قوی صوتی» خبر داده‌اند و معتقدند که این موج آن‌ها را بیمار کرده است، فقط یک کانادایی از این موج گفته‌ است. اما نتیجه‌ای که برای کانادایی‌ها و آمریکایی‌ها حاصل شده، کاملا شبیه هم است. سی‌بی‌سی همچنین خبر داده که یک پزشک کانادایی به هاوانا رفته تا علت را بررسی کند و همچنین گمانه‌زنی کرد که دیپلمات‌های کانادایی، همچون همتاهای آمریکایی خود دستور سکوت گرفته‌اند و نباید با رسانه‌ها در این مورد صحبت کنند.

تحولات جنگ سرد هنوز آن‌گونه که ما گمان می‌کنیم تمام نشده‌اند، از دخالت‌های سایبری روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گرفته تا هک کردن ایمیل‌های شخصی هیلاری کیلنتون و مخالفت‌های روسیه در بحران سوریه.

سی‌بی‌سی همچنین گزارس داد که کانادا قرار نیست از دیپلمات‌های خود در کوبا بکاهد، اما کارمندان آسیب‌دیده و خانواده‌های آن‌ها که بیمار شده‌اند به کشور برمی‌گردند یا برگشته‌اند.  آمریکا و کانادا از شهروندان خود در کوبا خواسته‌اند که احتیاط بیشتری به خرج دهند و دولت کانادا اعلام کرده که تدابیر امنیتی شدیدتری را در اطراف سفارتخانه خود در کانادا خواهد داشت. در کنار اخباری که در مورد یک موج آزاردهنده منتشر شده، خبرهایی هم مبنی بر یک ویروس ناشناخته وجود دارد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس، در جای‌جای خبر خود از عنوان مقام‌های اطلاعاتی در کنار عبارت دیپلمات بهره می‌گیرد، یعنی در کنار کارمندان رسمی سفارت آمریکا در کوبا، افرادی هم بوده‌اند که در پوشش دیپلماسی، به جاسوسی می‌پرداخته‌اند. این خبرگزاری و دیگر رسانه‌ها دقیقا گزارش نداده‌اند که آیا آسیب‌دیدگان و خانواده‌هایشان همین مقام‌های اطلاعاتی هستند یا کارمندان سفارت هم درگیر شده‌اند. ماجرا وقتی حساس‌تر می‌شود که دولت کانادا می‌گوید قصد ندارد از کارمندان خود در سفارتخانه هاوانا بکاهد، اما هشت دیپلمات کانادایی کوبا را ترک کرده‌اند. آیا اعضایی که کوبا را ترک کرده‌اند، دیپلمات و کارمند سفارت کانادا در کوبا نبوده‌اند؟

وقتی تن‌تن، این ضد و نقیض را کنار هم قرار می‌دهد نتیجه می‌گیرد که تحولات جنگ سرد هنوز آن‌گونه که ما گمان می‌کنیم تمام نشده‌اند، از دخالت‌های سایبری روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گرفته تا هک کردن ایمیل‌های شخصی هیلاری کیلنتون و مخالفت‌های روسیه در بحران سوریه. آیا جهان تجربیات جدیدی را انتظار می‌کشد؟

مارکس معتقد بود که تاریخ دو بار روی می‌دهد، یک بار به شکل جدی و بار دیگر کمدی. آیا ما در حال تکرار فجایع تاریخی هستیم؟

جاسوس‌ها هنوز مشغول کارند

تن‌تن برای آن‌که کمی بیشتر از ماجرا بداند به اخبار دیگر رجوع می‌کند. «گلوب اند میل» به تازگی خبری منتشر کرده درباره جان گراهام. گراهام که سیاستمداری بازنشسته است در کتاب خاطرات خود از جاسوسی کانادایی‌ها برای آمریکایی‌ها در طول جنگ سرد نوشته است. به گفته او، دیپلمات‌های آمریکایی در جریان جنگ سرد و به ویژه در سال‌های دهه ۱۹۶۰، برای آمریکایی‌ها جاسوسی کرده‌اند. خود او هم یکی از اعضای تیمی بوده که این فعالیت را انجام می‌داده است. از یاد نبریم که کانادا در جریان گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در ایران هم به آن‌ها کمک بسیاری کردند.

خبر دیگری هم روز شنبه گذشته منتشر شد و می‌توانید نسخه کامل آن‌را در وب‌سایت هفته بخوانید. در این خبر ماجرای یک زن روس نقل شده که متهم به جاسوسی برای روسیه علیه منافع دولت کانادا شده است. داستان در سال ۱۹۹۴ روی می‌دهد، زمانی که دیوید کرِنا در یک شهر کوچک در اطراف مسکو یک شرکت ساختمان‌سازی داشته و زنی به اسم النا فیلاتووا را به عنوان مترجم استخدام می‌کند.

النا کمی بعد با دیوید ارتباط عاطفی برقرار می‌کند و حالا آن‌ها با هم ازدواج کرده‌اند. اما این اتهام متوجه النا است که علیه منافع کانادا برای روسیه جاسوسی می‌کرده است.

کمی به این داستان دقت کنیم. دیوید کرِنا پیش از آن‌که کار ساختمان‌سازی انجام دهد، دست کم در ظاهر به عنوان یک مشاور پلیس فعالیت می‌کرده و حتی در دفتر نخست‌وزیر هم کار کرده است. آیا عجیب نیست که او برای پروژه ساختمان‌سازی به روسیه برود؟ آن‌هم چهار سال بعد از پایان ظاهری جنگ سرد؟ او چرا با النا در آمریکا ازدواج می‌کند؟

در جنگ اول جهانی برای نخستین از سلاح‌های شیمایی استفاده شد و سربازان کانادایی نخستین کسانی بودند که در برابر این حمله قرار گرفتند. تا آن زمان کمتر کسی فکر می‌کرد که می‌توان از گاز شیمیایی به عنوان یک اسلحه استفاده کرد. حالا انگار قرار است امواج به عنوان اسلحه به کار گرفته شوند.

از طرف مقابل، مطابق مطالب کتاب خاطراتی که بر اساس مصاحبه‌هایی با یک جاسوس سابق روس منتشر شده، بدون آن‌که اسمی از النا برده شود، از او به عنوان «جاسوس جنسی» یاد می‌شود که به دیوید «پیش‌کش» شده است. دیوید هم در مقابل گفته که هیچ‌وقت حس نکرده که النا جاسوس است و کسی نیست که به راحتی فریب بخورد. همچنین دیوید گفته که به نظر او عادی بود که سرویس‌های جاسوسی روسیه بخواهند درباره‌ هر پروژه‌ خارجی در آن مقیاس سر و گوش آب بدهند.

دیوید مطابق گفته‌های خودش آدم ساده‌لوحی نیست، اما آیا او می‌تواند بخشی از پروژه دیگر باشد که هنوز در موردش نمی‌دانیم؟ او دقیقا برای چه کسی یا کسانی کار می‌کرده است؟ آیا کار ساختمانی پوششی برای یک فعالیت دیگر نبوده است؟ از خاطر نبریم که جاسوس‌ها گاهی برای چند جا کار می‌کنند. تن‌تن واقعا گیج شده است.

سربازان کانادایی در جنگ اول جهانی با گاز شیمیایی مقابله کردند. برای مقابله با اسلحه‌هایی که با موج کار می‌کنند چه می‌توان کرد؟

نسل جدید اسلحه‌های کشتار جمعی

تن‌تن که معمولا از هیچ چیزی نمی‌ترسد و سرش برای حادثه درد می‌کند، این‌بار واقعا می‌ترسد. آیا نسل جدیدی از اسلحه‌ها وارد بازار شده‌اند؟ اسلحه‌هایی که بدون هیچ ردی می‌توانند به افراد آسیب بزنند و حتی شاهد مرگ گسترده آنان شوند.

در جنگ اول جهانی برای نخستین از سلاح‌های شیمایی استفاده شد و سربازان کانادایی نخستین کسانی بودند که در برابر این حمله قرار گرفتند. تا آن زمان کمتر کسی فکر می‌کرد که می‌توان از گاز شیمیایی به عنوان یک اسلحه استفاده کرد. حالا انگار قرار است امواج به عنوان اسلحه به کار گرفته شوند. اگر آن‌بار از گاز شیمیایی ردی به جا می‌ماند، این‌بار هیچ ردی از این اسلحه به جای نخواهد ماند.

واقعا در مورد انسان چه می‌توان گفت وقتی هم قفس می‌سازد و هم هواپیما، هم بمب اتم می‌سازد و هم می‌تواند درخت سیب را ده برابر پربارتر کند؟

مارکس و تاریخی که به شکل مضحک در حال تکرار است

کارل مارکس ۲۰۰ سال قبل به دنیا آمد و تاثیر بسیاری بر زندگی ما گذاشت، هر چند که گاهی نداری مجبورش می‌کرد تا خانه‌نشین شود. می‌گویند مارکس، چندی به دلیل این‌که کت و شلوارش به شدت مندرس شده بود، خجالت می‌کشیده برای کار پژوهشی‌اش به کتابخانه برود.

مارکس در جستاری از خود درباره «تکرار تاریخ » سخن گفته است، بار اول به شکل جدی و تکراری که به شکل کمدی انجام می‌شود.

آیا ترامپ تکرار کمدی‌وار هیلتر نیست؟ آیا وقایع اخیری که برای دیپلمات‌های کانادایی و آمریکایی  روی داده، تکرار کمدی‌وار وقایعی نیست که برای جاسوس‌ها در دوران جنگ سرد روی می‌داد؟ این بار قرار است مرگ کدام شاهزاده را بهانه‌ای برای یک جنگ قرار دهند؟ در جنگ بعدی از چه سلاحی رونمایی خواهد شد؟

انگار آن‌چنان که فرانسیس فوکویاما گفته بود، ما به پایان تاریخ نرسیده‌ایم و لیبرال دموکراسی به پیروزی نرسیده است. کاش همه آن فجایعی که میلیون‌ها نفر را کشت و آروزهای میلیون‌ها نفر را ویران کرد، دیگر روی ندهد، چه به شکل دراماتیک و چه به شکل کمدی.

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here