حکایت و طنز هفته

0
15

حکایت هفته

«کپی رایت»

از قضای روزگار کارمان گیر کرده بود به سردبیر یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار که در نقل مطالب بدون ذکر منبع از وبلاگ‌های شاعران و نویسندگان گوی سبقت را از بقیه جراید ربوده است و بارها از شعرها و نوشته‌های وبلاگ من هم استفاده کرده بدون اجازه و بی‌ذکر هیچ منبعی و ماخذی.

با سردبیری تماس گرفتم و خودم را معرفی کردم. اتفاقا رئیس دفتر سردبیر مرا شناخت و کلی سلام و احوالپرسی و عرض و ارادت و این داستان‌ها. از او خواستم تا با سردبیر در خصوص مشکل یکی از دوستانم که کارمند روزنامه است صحبت کنم و این عینا پاسخ آقای سردبیر بود از زبان رئیس دفترش: «بفرمایید سردبیر وقت ندارد با ایشان صحبت کند. ایشان را باید یک نفر سرشناس معرفی کند تا با او قرار صحبت بگذارم». و این عیناً پاسخ من: «بسیار خوب بفرمایید امشب در یکی از شبکه‌های اجتماعی عینا همین رفتار فرهنگی آقای سردبیر را خواهم نوشت. پنج دقیقه بعد تلفن من زنگ خورد. از دفتر همان سردبیر محترم بود. و این عینا جمله سردبیر محترم: سلام استاد. ما گفتیم شما اهل طنزید خواستیم شوخی کرده باشیم. در خدمتیم امرتان… پیش خودم گفتم خدا به این شبکه اجتماعی خیر دهاد!

«اسنادش موجود است»

خانمی از یک شرکت خدماتی به من زنگ زده و بدون اینکه سوالی از او کرده باشم جملات زیر را عیناً بیان فرمودند:

از شرکت برادران زنگ می‌زنم در خصوص کپسول‌های آتش‌نشانی مخصوص خودرو. این کپسول‌ها در دو نوع داخل خودرو و صندوق‌ عقب طراحی شده، دارای یک سال ضمانت می‌باشد. به هر حال پیشگیری خیلی بهتر از درمان است و البته ما می‌دانیم که با یک کپسول آتش‌نشانی حتما خودروی شما در امان است. قیمتش هم خوب است. قسطی هم می‌توانید پرداخت کنید. لطف کنید نشانی بدهید برایتان ارسال کنیم.

به او می‌گویم: خانم محترم اصلا من ماشین ندارم! با اعتراض جواب می‌دهد: اشتباه می‌کنید همین یک ماه پیش خریده‌اید و سندش هم به نام خود شما خورده فلان روز در فلان محضر. می‌پرسم شما از کجا می‌دانید؟ جواب می‌دهد: کارخانه فروشنده خودرو به ما خبر داده است! همین است!

پیش خودم می‌گویم گردش آزاد اطلاعات که می‌گویند احتمالا همین است.

(منبع: لبخندهای مستند. سعید بیابانکی. تهران شرکت انتشارات سوره مهر. 1396)

لطیفه‌های هفته

  • فقط تو ایران هست که وقتی برای اولین بار می‌خواهید پیش کسی بخوابید از شما می‌پرسد: لگد که نمی‌زنی؟ یعنی مبنای شناختمان از هم به صورت پیش فرض روی خر بودن تنظیم شده…..
  • جوانی روی دیوار مدرسه دخترانه نوشت «فردا نیا مدرسه، می‌خوام بیام خواستگاریت». می‌گویند فرداش هیچکدام از دخترها، معلم‌ها و مدیر نیامدند مدرسه حتی ننه مدرسه هم رفته بود آرایشگاه خودشو آماده بکند…
  • وزیر بهداشت می‌گوید مردم دارو زیاد مصرف می‌کنند. وزیر جهاد می‌گوید مردم زیاد نان می‌خورند. وزیر نفت می‌گوید مردم زیاد بنزین و گاز و نفت مصرف می‌کنند. وزیر کار می‌گوید مردم راندمان کاری ندارند. بهرحال وزرا از مردم ناراضیند… یک خورده مراعات کنید خواهشا ما شرمنده‌ی این مسئولین سخت کوش نشویم…..
  • هر وقت دیدی اعصابت خراب هست یک دهن آواز بخوان. 2 دقیقه نگذشته خنده‌ات می‌گیرد، چون متوجه می‌شوی صدات از اعصابت خرابتر است….
  • من ار ترس همسرم که شبها گوشیم را چک می‌کند اسامی دوست دخترهایم را اینگونه در حافظه گوشی ثبت کردم. گفتم شاید به دردتون بخوره… لوازم‌التحریری ندا… سوپر مارکت رویا… الکتریکی دریای نور… طلا و جواهر افسانه.. تعمیرگاه نسترن… تعمیرات موبایل فرشته…
  • ما کلا در فامیلمان هر کاری می‌کنیم برای اینکه می‌گویند حیف نشود!! مثلا داداشم کت و شلوار خرید بعد برای اینکه حیف نشود رفت زن گرفت!!!!
  • از مسئولین می‌خواهیم ما را به عنوان برده بفروشند جدی می‌گویم هم ارز وارد می‌شود. هم ما خارج می‌شویم.

نکته هفته

حسادت و حرص نسبت به موقعیت دیگران زندگی آنان را تغییر نمی‌دهد. بلکه در این صورت این ماییم که از زندگی خویش رنج و عذاب می‌بریم….

نکته مثبت هفته

شاد زیستن حق ماست، پس بیایید حق‌مان را بصورتی شایسته از زندگی بستانیم. فقط در لحظه با شادی زندگی کنیم.

 

نقل‌قول هفته

زرتشت: دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از آن و همیشه قسمتی از غم دیگران باش نه دلیل آن.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره!

آفریقایی: اگر می‌خواهی عاقل شوی، بنشین و گوش کن!

شعر طنز هفته

«ببینم وقت دارم»

هزاران سال شاید بیشتر بیکار خوابیده

چه باید کرد فعلا بخت لاکردار خوابیده

دوباره مثل سابق ساعت قلابی بابا خوابیده

سر سی ثانیه قبل از شروع کار خوابیده

ببینم وقت دارم ساعتت چند است همسایه

شما نه آن یکی مال شما انگار خوابیده

برای ما که دائم آسمان صاف و زمین گرد است

زمان پیوسته روی ساعت تکرار خوابیده

و هرگز نیمه‌ای از نیمه دیگر نمی‌پرسد

چرا بین من و تو این همه دیوار خوابیده؟

شتر در خواب بیند نه بگو ما خواب می‌بینیم

که پیش چشم ما صدها شتر با بار خوابیده

رفیق روزهای گشنگی اینجا که جنگل نیست

کمی آهسته لطفن بچه کفتار خوابیده!

(منبع: گزیده‌ی شعر طنز. رحیم رسولی. خرتناق. تهران نشر نیماژ 1395)

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here