حکایت هفته

«خارج خر است»

برای آن که به یک خودشناسی جمعی یا خودآگاهی اجتماعی برسیم لازم است حتما یک سفر خارج آن هم حتما از طریق یکی از تورهای داخلی برویم. می‌گویند در سفر باید شناخت، درست می‌گویند. من چند بار این فعل را مرتکب شده‌ام (از طریق تورهای داخلی با هموطنان غیور به سفر خارجی رفته‌ام) آن جا تازه می‌بینید که چقدر خوبیم ما! ماجرا از داخل هواپیما شروع می‌شود. یعنی شما می‌روید دستشویی. در حین اینکه آنجا هستید خلبان اعلام می‌کند از مرزهای هوایی میهن عزیزمان گذشته‌ایم.

بعد خوب شما که قرار نیست تا پایان سفر آن تو بمانید طبعا می‌آیید بیرون. چنان همه تغییر کرده‌اند که در اولین واکنش ترس‌خورده دوباره برمی‌گردید داخل دستشویی! بعد که قدری به خود مسلط شدید می‌روید سر صندلی خود بنشینید. یعنی تمام صغری‌ها و کبری‌ها یا ژینوس شده‌اند یا پارمیدا. حالا اگر اسم همسفر شما پارمیدا بوده واقعا به شکل حقیقی به جمله «پارمیدای من کو» گرفتار می‌شوید. بگذریم. در کشور مقصد (مطلقا فرقی نمی‌کند کشور مقصد شما چگونه سرزمینی است. گرمسیر است یا سردسیر، پر از صحرا و بیابان است یا فقط برج است و مرکز خرید) بسیاری از عزیزان را مشاهده می‌کنید که قرار است آن روز همراه با جمع در یکی از تورهای آپشنال حضور به هم رسانده و مثلا یک سایت را ببینند و سه ساعت و نیم پیاده راه بروند، این عزیزان پاشنه کفش‌هایشان جملگی زیر ده سانت نیست! و هشت صبح دقیقا لباس شب به تن کرده با میزان بتونه و صافکاری چهره که ماها در عروسی و خارجی‌ها در بالماسکه استفاده می‌کنند راهی شده‌اند!

بعد در طول سفر رفتارهایی از ما دیده می‌شود که مردمان کشور میزبان معمولا با حیرت تماشای‌مان می‌کنند. نخست آن که می‌پنداریم همه جا بی‌قانونی محض است. یعنی هر کاری (واقعا هر کاری) را مجازیم انجام بدهیم. اگر زبانم لال کسی اهل کلاب رفتن و اینها هم که باشد اصولا و اساسا با این پیش‌فرض پا در آنجا می‌گذارد که قدم به طویله گذاشته. خر تو خر واقعی تصور می‌کند همه چیز را. بعد هم در خارج که با هموطنان قدم می‌زنی امان از این نوشابه‌های غیرالکلی. اگر پرواز خارجی باشد که هی مدام از مهماندار تقاضای نوشیدنی غیرالکلی می‌کند. به آنجا هم که پایش رسیده نرسیده کاری می‌کند از تمام منافذ بدنش نوشابه غیرالکلی در حال چکیدن باشد. با آب و شیرکاکائو هم نوشابه غیرالکلی قاطی می‌کند و می‌خورد.

بحث خرید از طرفه معجزات ما ایرانیان است. اساسا خارج از مرزها را یک پاساژ بزرگ می‌بینم و ساکنین سایر کشورها را جملگی بوتیک‌دار و فروشندگان را مسئولین اهداء تخفیف به ما که با ضایع‌ترین لهجه‌ی ممکن انگلیسی تخفیف‌الودی را تضرع‌وار بلغور می‌کنیم.

ما اغلب با یک جور خودکم‌بینی حال می‌کنیم. یعنی مسابقه‌ای راه می‌اندازیم که هر کسی بیشتر ابراز خویشتن عقب‌مانده‌پنداری کرد آدم بافهم و شعورتری است!

(منبع: چه قدر خوبیم ما! ابراهیم رها. تهران مروارید 1394)

 

لطیفه‌های هفته

  • مردها فکر می‌کنند آرزوی هر زنی پیدا کردن بهترین مرده… اما در واقع آرزوی هر زنی این است که هر چه دوست دارد بخورد بدون اینکه چاق بشود!!! و هر چه دوست دارد بخرد بدون اینکه نگران موجودی کارتش باشد!! مردهای خودخواه….
  • این ترم دیگه نه جزوه می‌نویسم نه از کسی می‌گیرم. خدا رو شکر همه رو از ترم قبل دارم…
  • امروز ده تا پیام عاشقانه برای شوهرم فرستادم. دیدم جواب داده: «عزیزم، حقوق بگیرم چشم…! چقدر با کمالات، چقدر با فهم، چقدر باشعور… مگه داریم؟؟!!
  • زنی موبایل شوهرش را برداشت شروع به گرفتن شماره‌ی خودش کرد. با تعجب دید که شماره‌اش بنام (نکبت 2) ذخیره شده. آیا او عصبانی شد؟ نه، بیشتر در تعجب بود که نکبت 1 کیست؟؟!!!
  • الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها… که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد تالار و شام و عاقد و عکس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا، آنهم از آن سرویس خوشگل‌ها و از این جور مشکل‌ها…
  • یک جوری می‌گویند هدف پسرها از دوستی با دخترها سوءاستفاده‌ست که انگار هدف دخترها از دوستی با پسرها تکمیل و استحکام رابطه حوزه و دانشگاه و یافتن درمان قطعی برای بیماران دیابتی‌ست…..
  • سلامتی مادری که دید گوشت توی قابلمه خیلی کم است. نشست در آشپزخانه همه را خورد و گفت: بچه‌ها شعور ندارند اگر ببینند دعوایشان می‌شود. برای گوشت آدم هم می‌کشند. نخود و لوبیا را گذاشت برای بچه‌ها…

 

نکته مثبت هفته

کلمه می‌تواند تو را آغاز کند مثل: از همین لحظه شروع می‌کنم، از همین دم یک طرح نو می‌زنم، می‌توانم، می‌خواهم و می‌شود…

 

نکته هفته

دو انتخاب پیش رو دارید: اول تغییر ذهنیت به سمت آگاهی. دوم اثبات اینکه نیازی به تغییر ذهنیت ندارید. تقریبا همه‌ی مردم راه دوم را پیش می‌گیرند.

 

نقل‌قول هفته

خوزه سیلوا: فاجعه‌ی زندگی این نیست که زود به پایان می‌رسد بلکه این است که آن قدر صبر می‌کنیم تا آن را آغاز کنیم.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: جهان را نباید سپردن به بد!

استوانیایی: اول تخم را بگذار بعد قدقد کن!!

 

شعر طنز هفته

«شتر دیدی؟»

از آن روزی که ما را آفریدی

به غیر از معصیت از ما چه دیدی؟

خداوندا، به حق هشت و چارت

زما بگذر شتر دیدی ندیدی.

 

«آهو چرانی»

خوشا آنان که هَر از بَر ندانند!

نه حرفی وانویسند و نه خوانند

چو مجنون رو نهد اندر بیابان

در این کوها روند آهو چرانند

(منبع: لبخند بر لب شعر. گزیده شعر طنز از گنجینه هزار سال شعر فارسی. نویسنده: اسماعیل امینی. اشعار باباطاهر همدانی قرن پنجم. تهران انتشارات سوره مهر 1396)

 

 

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here